قالب وردپرس

همه چیز درباره دادگاه لاهه

همه چیز درباره دادگاه لاهه

تاکنون دو دستگاه قضایی، عهده‌دار حل اختلافات بین‌المللی شده‌اند؛ اولی، دیوان دایمی دادگستری بین‌المللی بود که در ۱۹۲۰ میلادی ایجاد و در ۱۸ آوریل ۱۹۴۶ منحل شد و دیگری، دیوان بین‌المللی دادگستری معروف به دادگاه لاهه است که بلافاصله پس از انحلال دیوان قبلی، جایگزین آن شد و هم‌اکنون نیز به فعالیت خود در شهر لاهه هلند (کاخ صلح) ادامه می‌دهد.

دیوان بین‌المللی دادگستری، ارگان قضایی سازمان ملل متحد است.

نخستین پرونده‌ای که در این دیوان رسیدگی شد، مربوط به تنگه کورفو (میان آلبانی و انگلیس) بود که در ماه می ۱۹۴۷ مطرح شد و آخرین پرونده منجر به صدور حکم نیز، مربوط به دادخواست ایران علیه آمریکا و دعوای متقابل آمریکا علیه ایران بود که طی آن، دیوان، طرفین را محکوم به بی‌حقی کرد.

 

IMG14520264

اعضای دیوان

همان‌طور که گفته شد، دیوان، ارگان قضایی سازمان ملل متحد است و کلیه کشورهای عضو این سازمان به طور خودکار، عضو دیوان بین‌المللی دادگستری می‌شوند و حق رجوع به دیوان را دارند. مع‌الوصف، کشورهایی که عضو سازمان ملل متحد نیستند، یا نمی‌توانند عضو این سازمان باشند نیز می‌توانند با قبول مقررات اساسنامه دیوان و کلیه تعهدات یک عضو ملل متحد که به موجب ماده ۹۴ منشور سازمان ملل، مقرر شده است و نیز با پرداخت بخشی از مخارج دیوان به عضویت آن درآمده، در مواقع نیاز دعاوی خود را به دیوان ببرند.

صلاحیت ترافعی دیوان

برخلاف آنچه تصور می‌شود، صلاحیت دیوان با صلاحیت محاکم داخلی کشور، بسیار متفاوت است. در حقوق داخلی، دادگاه‌ها، صلاحیت عام دارند و باید تمام افراد جامعه در مقابل آنها پاسخگو باشند و آرای دادگاه‌ها نیز به شرط رعایت قواعد شکلی و ماهوی برای همه جنبه الزام‌آور دارد. لکن «دیوان بین‌المللی دادگستری» فاقد چنین ویژگی تعیین‌کننده‌ای است. در کنفرانس سان‌فرانسیسکو که در سال ۱۹۴۵ برای بررسی مسایل مربوط به دیوان تشکیل شد، نماینده ایران، کوشید صلاحیت اجباری دیوان را به دیگر اعضا بقبولاند. هرچند این اقدام با حمایت بسیاری از کشورهای جهان مواجه شد، لکن قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکا و شوروی سابق با آن مخالفت کردند و در نهایت اصل «صلاحیت اختیاری دیوان» به تصویب عموم رسید.

بر پایه این اصل، صلاحیت دیوان در رسیدگی به هر دعوی مبتنی بر رضایت کشورهای طرف آن دعوی است و اولین کاری که دیوان باید در هر دعوی به آن رسیدگی کند، احراز این رضایت است.

بنابراین کشورها این حق را دارند که صلاحیت دیوان را به طور کلی یا در اختلافات معینی نپذیرند. لذا کشورهای طرف دعوی باید در ارجاع موضوع به دیوان، اتفاق نظر داشته باشند و این اتفاق نظر باید طی قرارداد خاصی به دیوان عرضه شود.

گاهی نیز کشورها در حین انعقاد قرارداد یا عهدنامه‌ای، شرط ارجاع اختلافات احتمالی به دیوان را می‌گنجانند و به این ترتیب صلاحیت دیوان را برای حل اختلافات احتمالی آینده به رسمیت می‌شناسند.

از آنجا که دو مورد فوق، عملاً حوزه عملکرد دیوان را محدود می‌کند، در ماده ۳۶ اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری «شرط اختیاری قضاوت اجباری» نیز پیش‌بینی شده است. براساس این شرط، کشورها می‌توانند صلاحیت دیوان را نسبت به مسایل حقوقی در رابطه با هر کشور دیگری که چنین تعهدی را بپذیرد، بشناسند.

به بیان دیگر کشورها می‌توانند با اختیار خود، به دیوان صلاحیت قضاوت اجباری بدهند و نیز این صلاحیت را مشروط به معامله متقابل با چند کشور یا همه کشورها کنند. همچنین کشورها می‌توانند، شرط اختیاری قضات اجباری را به زمان محدودی منحصر کنند.

قضاوت دیوان

دیوان از ۱۵ قاضی – که نباید دارای تابعیت مشابهی باشند- تشکیل می‌شود. قضات مذکور از میان اشخاصی انتخاب می‌شوند که دارای مشاغل مهم قضایی بوده، یا از حقوقدانان و برجستگان حقوق بین‌الملل می‌باشند. این افراد باید در کشور خود نیز دارای اعتبار معنوی قابل ملاحظه‌ای باشند.

قضات دیوان باید نماینده نظام‌های مهم حقوقی و تمدن‌های بزرگ بشری باشند، نه نماینده دولت‌های خویش. بنابراین دولت‌ها حقی در انتخاب قضات ندارند و این افراد تابع دستورات دول خویش نیستند.

انتخاب قضات دیوان در یک پروسه دو مرحله‌ای صورت می‌گیرد:

۱- در مرحله نخست، گروه‌های ملی که در دیوان دایمی داوری عضویت دارند، پس از مشورت با مراجع ملی، مانند دادگستری، دانشکده‌های حقوق،کانون‌های وکلا و… ، ۴ نفر را به عنوان کاندیدا به دبیرکل سازمان ملل متحد معرفی می‌کنند که از این چهار نفر، نباید بیش از ۲ نفر آنها تابعیت مشابه داشته باشند.

دبیرکل سازمان ملل، فهرست این کاندیداها را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شورای امنیت سازمان ملل متحد تقدیم می‌کند.

۲- در این مرحله، کاندیداها پس از کسب اکثریت مطلق آرای مجمع عمومی و شورای امنیت، به عضویت دیوان درمی‌آیند، اعضای دایم شورای امنیت در این خصوص نمی‌توانند از حق وتو استفاده کنند. طول مدت عضویت دیوان ۹ سال است. از آنجا که اگر با اتمام ۹ سال، تمام قضات دیوان به یک‌باره تغییر پیدا کنند به دوام و استمرار آن لطمه می‌خورد، هر سه سال یک بار، ۵ نفر از قضات با انقضای مأموریت ۹ ساله خویش تغییر می‌کنند. (در اولین دوره اتمام مأموریت، ۵ نفر در سه سال اول به قید قرعه صورت گرفت).

قضات دیوان غیرقابل عزل هستند، مگر آنکه اعضای دیوان به اتفاق آرا، رأی دهند که یک عضو فاقد شرایط مقرر است.

دیوان، دارای یک رییس و یک نایب رییس است و جلسات آن با حضور ۹ قاضی رسمیت و اعتبار می‌یابد.

دیوان مجاز است به تشخیص خود یا درخواست طرفین، به منظور رسیدگی به موضوع یا دعاوی معین، یک یا چند شعبه تشکیل دهد. احکام این شعب به منزله احکامی خواهد بود که خود دیوان صادر کرده است.

آرای دیوان

آرای صادره از سوی دیوان از اعتبار امر مختومه برخوردار است و قابل تجدیدنظر نمی‌باشد.

طرفین دعوی مطابق بند ۱ ماده ۹۴ منشور سازمان ملل و ماده ۵۹ اساسنامه دیوان، متعهد به متابعت از آرای دیوان هستند. چنانچه کشوری از اجرای تعهداتی که به موجب رأی صادره از دیوان استنکاف کند، طرف دیگر حق خواهد داشت، به شورای امنیت شکایت کند.

نکته قابل توجهی که در این خصوص وجود دارد، این است که اگر یکی از اعضای دایم شورای امنیت در دیوان محکوم شود و به رأی عمل نکند و موضوع به شورا بکشد، آنگاه آن عضو دایم خواهد توانست با استفاده از حق وتوی خود، عملاً رأی دیوان را بلااثر کند و این، به دور از موازین انصاف و عدالت است.

اعاده دادرسی

چنانچه ذکر شد، احکام دیوان قطعی است، لکن چنانچه کشوری پس از صدور حکم، موضوعی را کشف کند که مؤثر در رأی باشد و در زمان صدور رأی، آن کشور به موضوع مذکور واقف نبوده – مشروط به اینکه این بی‌اطلاعی، به علت اهمال نباشد – می‌تواند ظرف ۶ ماه از تاریخ کشف موضوع جدید، از دیوان تقاضای اعاده دادرسی کند. این شرایط سخت باعث شده است، عملاً کمتر موردی پیش بیاید که کشوری تقاضای اعاده دادرسی نماید، به طوری که تاکنون تنها یک مورد اعاده دادرسی پیش آمده که آن هم مربوط به دعوای فلات قاره تونس علیه لیبی بوده است.

آیین دادرسی دیوان

آیین دادرسی دیوان در اولین جلسه آن، در سال ۱۹۴۶ به تصویب رسید و در سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۸ اصلاحاتی در آن اعمال شد.

بر اساس آیین دادرسی و اساسنامه دیوان، رسیدگی به هر دعوی، مستلزم سه مرحله کلی خواهد بود:

۱- ابتدا باید دادخواست خواهان دعوی یا موافقتنامه طرفین دعوا به مدیر دفتر دیوان تقدیم و در دفتر مخصوص ثبت شود.

۲- بخش عمده‌ای از جریان رسیدگی به پرونده به صورت کتبی است. به این صورت که خواهان، خواسته خود را به صورت کتبی تقدیم دیوان می‌کند و دیوان آن را به طرف مقابل (خوانده) می‌فرستد و از او جواب می‌خواهد. این مرحله که «تبادل لوایح» نامیده می‌شود، ممکن است بسیار طولانی شود و طرفین دعوی بارها به ردوبدل کردن لایحه بپردازند.

۳- مرحله شفاهی

در این مرحله وکلا، کارشناسان و نمایندگان طرفین دعوی در جلسه رسیدگی حاضر می‌شوند و به صورت رو در رو و شفاهی با یکدیگر مذاکره می‌کنند. جلسه رسیدگی دیوان، علنی خواهد بود، مگر آنکه خود دیوان یا طرفین، خواستار غیرعلنی بودن آن باشند. زبان‌های رسمی دیوان، فرانسوی و انگلیسی است.

پس از این مرحله قضات دیوان گرد هم می‌آیند تا پس از مشورت با هم رأی خود را صادر کنند. بودجه دیوان توسط سازمان ملل متحد و از محل حق عضویت اعضا تأمین می‌شود. با این وجود در هر دعوی، هر یک از طرفین موظف است، هزینه‌های دادرسی مربوط به خود را تأمین کند، مگر اینکه دیوان ترتیب دیگری مقرر دارد.

دیوان در عمر ۵۷ ساله خود، حدود یکصد اختلاف را پذیرفته و نسبت به آنها رأی یا نظر مشورتی صادر کرده است.

 

دادگاه لاهه یا همان دیوان بینالمللی دادگستری – ICJ

نهاد دیگری که از آن هم تحت عنوان دادگاه لاهه یاد می‌شود، دیوان بین‌المللی دادگستری است. این نهاد، رکن قضایی سازمان ملل متحد است و تاسیس آن به موجب اساسنامه سازمان ملل انجام شده است. هر کشوری که عضو ملل متحد می‌شود، خواه ناخواه صلاحیت اجباری دیوان بین‌المللی دادگستری را نیز پذیرفته است. دیوان در 1945 تاسیس شده است. یکی از نکاتی که باعث می‌شود این نهاد هم مثل دیوان داوری دادگاه لاهه خوانده شود آن است که هر دو در کاخ صلح شهر لاهه مستقر اند.

 

در سایت دیوان بین‌المللی دادگستری درباره صلاحیت‌های آن می‌خوانیم: «وظیفه دادگاه، حل منازعات حقوقی به درخواست دولت‌ها و بر اساس موازین بین‌المللی است. دادگاه هم‌چنین درباره مسائل حقوقی که توسط نهادهای ذیصلاح ملل متحد و موسسات تخصصی آن ارجاع می‌گردد، نظرات مشورتی ارائه می‌کند».

 

این دادگاه 15 قاضی دارد که برای مدت 9 سال توسط مجمع عمومی و شورای امنیت برگزیده می‌شوند. صرفا به دعاوی میان دولت‌ها رسیدگی می‌کند و هیچ شخص حقیقی یا حقوقی دیگری نمی‌تواند در این نهاد طرف دعوی قرار گیرد.

سایت دیوان‌ بین‌المللی دادگستری را اینجا ببینید.

صفحه ویکی‌پدیای دیوان بین‌المللی دادگستری را اینجا ببینید.

 

دادگاه لاهه یا همان دیوان کیفری بین‌المللی– ICC

این سومی جدیدترین مولودی است که توسط رسانه‌های ایران به عنوان دادگاه لاهه مفتخر شده است. پس از تجربه تشکیل دادگاه‌های بین‌المللی جنایتکاران جنگی از جمله دادگاه روآندا، کشورهای جهان به این فکر افتادند که یک نهاد قضایی دائمی برای رسیدگی به جرائم بین‌المللی تاسیس کنند. سند تاسیس دادگاه بین‌المللی در 1998 در رم تصویب شد و از سال 2002  لازم‌الاجرا شد. مقر این دادگاه نیز در شهر لاهه است. اما امکان تشکیل آن در هر نقطه دیگری از دنیا وجود دارد.

 

این دادگاه یک سازمان بین‌المللی مستقل است و وابستگی سیستماتیک به سازمان ملل متحد ندارد، اگر چه با ملل متحد همکاری‌های نزدیکی دارد.

 

در این دادگاه الزاماً به جرائم بین‌المللی رسیدگی می‌شود. چهار جرم نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت، تجاوز نظامی و جنایات جنگی در صلاحیت ثانوی این دادگاه قرار دارد. صلاحیت ثانوی بدین معناست که صلاحیت درجه اول برای رسیدگی به این جرائم با محاکم ملی و داخلی کشورهایی است که صلاحیت رسیدگی به آن جرم را دارند، در صورت عجز یا عدم امکان دادگاه‌های ملی برای رسیدگی است که نوبت به صلاحیت دیوان کیفری بین‌المللی می‌رسد.

 

ایران در مذاکرات تصویب سند تاسیس این دادگاه در قالب جنبش عدم تعهد تاثیرگذار بود. اما به رغم این تاثیرگذاری اولیه و امضای مقدماتی این معاهده، هنوز آن را از تصویب نهایی نگذرانده است. بنابراین این دیوان هنوز نسبت به این چهار جرم در قلمرو صلاحیت دولت ایران صالح نیست.

 

سایت دیوان کیفری بین‌المللی را اینجا ببینید.

صفحه ویکی‌پدیای دیوان کیفری بین‌المللی را اینجا ببینید.

حالا پیدا کنید دادگاه لاهه هر یک از اخبار اول متن را!

پرونده عمر البشیر در دیوان کیفری بین‌المللی است. او متهم به ارتکاب جنایت جنگی است.

پرونده ملی شدن نفت ایران در دیوان دادگستری بین‌المللی جریان داشت. این پرونده به خاطر عدم صلاحیت دیوان مختومه شد. وکلای ایران استدلال کردند که دولت بریتانیا نمی‌تواند طرف دعوی باشد، چون ایران قراردادی را که با شرکت نفت ایران و انگلیس داشته لغو کرده است و این شرکت نه یک دولت، که نهادی تجاری است. دیوان این استدلال ایران را پذیرفت. بنابراین در قضیه ملی شدن نفت، ایران به پیروزی ماهوی دست پیدا نکرد و صرفاً از نظر شکلی توانست جلوی اعمال ساز و کار ملل متحد را بگیرد. فرجام این آچمز کردن را هم که همه می‌دانید.

اما پرونده کرسنت که گفته می‌‌شود در دادگاه لاهه است؛ علی‌الاصول این پرونده باید در دیوان داوری بین‌المللی باشد. در مورد صلاحیت‌ها توضیح کامل دادیم. این دعوای میان ایران و امارات نیست، دعوای میان شرکت داناگاز و شرکت ملی نفت ایران است. اما من هرچه قدر سایت دیوان داوری بین‌المللی را گشتم اثری از این پرونده نیافتم. پرونده‌های در جریان این دیوان را این‌جا ببینید. بنابراین به رسانه‌نگاران محترم که پیگیر رای دادگاه کرسنت هستند توصیه می‌کنم اول از همه ته این قضیه را در بیاورند که نهاد داوری پرونده کجاست؟ من که هر چه گشتم نفهمیدم دعوای کرسنت در کجا داوری می‌شود!

سر جدتان از این به بعد در رسانه‌هایتان ننویسید دادگاه لاهه. ببینید یک پرونده قضایی بین‌المللی در کدام نهاد بین‌المللی جریان دارد، بعد خبرش را بنویسید.

پس‌نوشت‌ها

پیمان (دهکردی؟) نکته‌ای در مورد بند اخیر داده که الان فرصت تحقیقش را ندارم، ولی گفتم در جریان باشید:

«استدلالی که شما فرمودید ، استدلال دکتر مصدق در شورای امنیت است.  استدلال ایران در دادگاه چیز دیگری بود. در دادگاه وکلای بلژیکی ایران، با این ادعا که پذیرش صلاحیت اجباری دیوان توسط ایران مربوط به دعاوی موخر است لذا شامل توافق 1933 نمی شود.

علاوه بر این ایران در پیمان مودت با چنذ کشور خارجی تههد کرده بود که با سرمایه گذاران خارجی بر اساس اصول حقوق بین الملل عمومی عمل کند. بر اساس اصل کامله الوداد، انگلیس معتقد بود که این امر شامل قرارداد 1933 نیز می شود.

دانلود مقاله word

 

نیازی نیست که وقت با ارزشتان رای برای ساخت فایل Word این مقاله به هدر بدهید ما برای شما این مقاله رو فونت گذاری و کادر بندی و آماده چاپ نموده ایم که از لینک رو به رو میتوانید نسبت به دانلود آن اقدام بفرمایید

موفق و پیروز باشید

 

لینک دانلود



عسل هستم از نویسندگان سایت امیدوارم از مطالبی که براتون میزارم خوشتون بیاد

نظرات به همه چیز درباره دادگاه لاهه

  • حمایت از حیوانات ایران و لویی از زندانی شکنجه و کشتار بیرحمانه و دسته جمعی

    آرزو ژوئن 19, 2016 11:38 ب.ظ پاسخ دادن

یک دیدگاه ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Menu Title
در حال بارگذاری
پوسته وردپرس